بازی روزگار
بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم… تو دیگری را… دیگری مرا… و همه ما تنهاییم!
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.
پروفسور حسابی
.
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 23:45 توسط مهتاب
|